|
روزی که «پدر»، بامعرفتها و بیمعرفتها را فرا میخواند
- روزی که «پدر»، بامعرفتها و بیمعرفتها را فرا میخواند
روز تو رسید،
روزی که از شباهنگامش درهای عشق تو بر آدمی گشوده شده است.
اهل دلی می گفت امروز، روز آدم های با معرفت است. با مرام ها، با معرفت ها، با حال ها می آیند سراغت. دقیق گفته بود البته، اما ظریفی به اهلش گفته بود، اتفاقا امروز روز بی معرفت هاست. نشنیده اید گفته است هرکه در شب های قدردانیِ من جامانده است امروز بیاید؛
کریم، کارش کرامت است و ندا می دهد مدام که جامانده ها بی آیند، بی آنکه هراسی داشته باشند از نپذیرفتن.
و تو در این روز به واسطه «پدر» و با صدای «پدر»، همه بامعرفت ها و بی معرفت ها را فرا می خوانی که: «هَل مِن ناصر یَنصُرُنی؟ : آیا کسی هست مرا یاری کند»روز تو رسید،
و «پدر»: «ابا عبدالله» او که «پدر همه بندگان تو» ست، عزم هجرت کرده است.
عجبا، بندگان همه احرام بسته اند تا گرد کعبه بگردند و به دیدار تو، دست یابند اما پدرهمه بندگان تو - ابا عبدالله – ترک کعبه کرده است. او ترک اشتیاق این حَرم کرده تا به اشتیاق دیدن تو، دست از جان بشوید و همه جای جهان را حَرم کند.روز تو رسید،
روزی که همه جای جهان، حَرم توست و آدمی زاده شده است تا همه جا درحریم و حَرم تو باشد. پس اگر پدرهمه بندگان تو - ابا عبدالله – آن قطعه از حَرم را - که دست حاکمان جاهل افتاده - ترک کرده، علتش این است که می رود تا حریمی برای همه جهان آدمی بسازد؛
حریمی که بی معرفت های دلدار هم در آن جایی امن داشته باشند و جامانده های عاشق بتوانند هر وقت جایی برای ماندن نداشتند، دلشان را همچون فرزندی نادان، پیش «پدربندگان تو» بگشایند. چه آنکه فرمود: « وانکس که تو را بی تو کند، یار تو اوست».روز تو رسید،
و ساعت به نوروز نزدیک می شود.
از ظهر عرفه، نوروز بندگان آغاز می شود و شیپورهای هستی، به صدا در می آید که اهل عالم، وقت عاشقی فرا رسیده است.
ظریفی می گفت: از ظهر تا غروب امروز، همه چیز هستی تغییر می کند و اگر گوش و چشم آدمی توان فهم هستی را داشته باشد، می تواند «محول الحول والاحوال» را دریابد.روز تو رسید،
و حالا با معرفت ها و بی معرفت ها را یک جا فرا می خوانند.
با معرفت ها از مدینه تا مکه و از مکه تا قتلگاه، چشم از مولایشان بر نداشته اند. اما پدرهمه بندگان - ابا عبدالله – در مسیر کاروان تاریخ، پی در پیِ بی معرفت ها هم هست. هِی نامه می نویسد به بی معرفت ها، هِی در مسیر می ایستد و بی معرفت ها را خطاب می کند که برگردید به راه، به راه کرامت انسان، به راه هدفمندی که زیستنی نو را در نوروز عرفه رقم بزنند.این صدای «پدر همه بندگان: ابا عبدالله» است که همچنان در گوش هستی می پیچد:
« مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ وَ مَا الَّذِی فَقَدَ مَنْ وَجَدَک... آن کسی که تو را ندارد، چه دارد؟ و آن کسی که تو را یافته است، چه ندارد؟»فراز هایی از دعای عرفه امام حسین(ع) را اینجا در خبرآنلاین بخوانید.
/6262
از کدامین عید سخن بگویم، از عید امید یا از عید ناامیدی؟
- از کدامین عید سخن بگویم، از عید امید یا از عید ناامیدی؟
خبرآنلاین در گزارش های پیشینی خود به مفهوم « کعبه، حج و عید قربان در سه نگاه» پرداخته است. همچنین در گفت و گو با استاد احمد عابدی به « نگاههای قدیمی غلط به نام اسلام » اشاره کردیم و « رسوم متفاوت مرم ایران برای عید قربان» را ترسیم کردیم. درباره « تأثیر خوانش سلوک ابراهیم بر زندگی اجتماعی امروز» و فلسفه عید قربان با دکتر احمد مبلغی؛ رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی، سخن گفتیم و نیز «مفهوم عید قربان» را از نگاه فسلفی آیت الله جوادی آملی جست و جو کردیم. اینک در این گزارش با متنی و سخنی متفاوت از امام موسی صدر روبرو خواهیم بود.
سال 1971 بود. «امام صدر» ایستاده در برابر همه اختلاف ها و افتراق ها، در رویارویی با همه ناامیدی ها که مردم را فرا گرفته بود، در کنار جامعه مسلمانان که هر یک از سویی زحم می زدند، در صبح عید قربان، با مردم سخنی گفت که از جنس حرف های تکراری همیشه نبود. سخنی و پیامی تازه از جنس کرامت انسان و دعوت به راهی تازه که می توانست مردم را به سوی دیگری فرا خواند. آنچه می خوانید بخش هایی از سخن امام موسی صدر در آن عید قربان است که به مناسبت امروز برگزیده ایم:
دوست داشتم دربار? عید با شما صحبت کنم، اما سرگردان ماندم که از کدامین عید سخن بگویم؟
از عید مرهم و درمان یا از عید زخم و جراحت؟ از عید امید و آرزو یا از عید ناامیدی و افسردگی؟
از عیدی که فرصت حماسه آفرینی بود ولی اکنون به سرودن حماسه محدود شده است.
آیا دربار? عیدی صحبت کنم که شوق دیدار از آفریدگار است یا عیدی که چاپلوسی از آفریدگان شده است؟
به دنبال ریشه های این عید در زمان های پیشین می گشتم. دیدم ابراهیم، پدر پیامبران و پیشوای یکتاپرستان در کهن سالی و با قلبی سرشار از ایمان، جگرگوش? خود را به قربانگاه می برد تا در پیشگاه خداوند و برای خشنودی او قربانی کند و خداوند مهربان و کریم نیز قربانی او را می پذیرد و فدیه ای از جانب خود برای او می فرستد و او را به امامت و پیشوایی هم? آفریدگان می گمارد.
پیامبر خاتم عید را هجرتی خالص برای خداوند قرار داد و آن را در حج گزاردن به سوی کعبه، برای هر که بتواند به آن راه یابد، معنا کرد.
حج همانا سفر از «من» به سوی «او» ست تا «من» را از آنچه در درون دارد تهی و با «او» پر کنیم. خانه و کاشانه و آسایش را رها کنیم و به سوی او برویم.
... و اما در طرف دیگر این صفحه، ما در چهار ضلع جهان اسلام
در این برهه از زمان...
صاحب گوسال? طلایی، عید را می رباید و در پرتو آن قربانگاهی می سازد تا خود را مهتر همگان، از کلیسای مهد تا مسجد صخره، قرار دهد
و بر این سرزمین پیشرو در قلب زمین چیره شود و با آن هرچه می خواهد بکند. در این میان، ما که استاد و پیش کسوت در قربانی دادنیم
... در گوساله های طلایی، آجرهای چیده شده و چند وجب زمین فرو می رویم و در حاشی? منطقه ای که خود اهل آنیم زندگی می کنیم و همچون یتیمانی که چشم به دستان فرومایه دوخته اند، به آن می نگریم.
ای برادران ایمانی، پس از عید چه رخ می دهد؟
آیا در پیام ها و مفاهیم این روز دقت و درنگ می کنیم؟ برای این وضعیت در ذهن من چهارضلع ترسیم شده است:
دشمنی سرکش، دوستی محافظه کار، جهانی سازش کار و ما که به همراه گوساله های طلایی خود به سوی کشتارگاه می خزیم.برادران!
عید باید مناسبتی باشد تا در مفاهیم و پیام های آن ژرف بیندیشیم و پس از آنکه روشن شد وضعیت کنونی ما فاسد و تباه است، فضای مناسبی را برای عملکردی دیگر، از عید اقتباس کنیم.
در تاریخ امت ها، جنبش هایی وجود داشته است... در تاریخ امت ها بیداری هایی بوده است. پس کی زنگ ها به صدا درمی آیند و چه موقع بانگ مؤذن رسا به گوش می رسد؟امتی که نمی داند چگونه نیروها و توانایی هایش را به کار گیرد، نمی تواند به موجودیت خود ادامه دهد، زیرا یکی از اصول اولیه در این عالم بیرون راندن بیگانه است و ملتی که نمی داند چگونه برای خود فرصت سازی کند یا اجازه می دهد فرصت هایش تباه شوند، نباید دیگرانی را سرزنش کند که برای او فرصت مرگ را رقم می زنند.
دشمن هم? توان خود را برای ورود به میدان مبارزه ای مستمر بسیج کرده و هم? نیروهای شر و تباهی را در راه آن به خدمت گرفته است تا از رهگذر آن به خرافه های دینی اش جام? عمل بپوشاند و خودش را عنصری برتر از بشر نشان دهد، ولی ما فقط با نیروهایی پراکنده و با رؤیای انسان های خواب آلود و مریض وارد این میدان شده ایم. میدان دیگر، میدان ورود به تمدن قرن بیستم و همگام شدن با دنیای جدید است، ولی برای ورود به این میدان نیز چیزی آماده نکرده ایم، به جز جلوه هایی بی فروغ و حاشیه هایی ناکارآمد و تشریفاتی ظاهری و عاری از هرگونه ژرفای انسانی.
در کشاکش این دو میدان، بیدهای اختلافات داخلی درون را می خورد و بریدن از میراثی غنی و محرومیت از هر آرزوی بزرگ و هر آرمان شریف نیز باعث از هم گسیختگی بیشتر می شود.
در این میان، عید مناسبت خیره کننده ای است برای ژرف اندیشیدن در سرنوشت...
ایام عید اراد? ما را برمی انگیزد و به ما هشدار می دهد و نهیب می زند که چرا پرچم آرما ن خواهی و فداکاری را به دشمن خود سپردید و به جای خدای یگانه، گوسال? او را به خدایی گرفتید؟عید یعنی اینکه افکار خود را متمرکز و در حماسه های پایداری و ایستادگی تأمل کنید؛ حماسه هایی که پیشینیان بزرگ شما در طول تاریخ رقم زده اند و در پرتو آن از موجودیت عظیم خود در برابر هم? عالم دفاع کرده اند؛ حماسه ها و پایداری هایی که بدون فداکاری بزر گ مردانی سخت اراده که کوه را از جا می کندند، پدید نمی آمد.
در عید از این اراده ها الهام می گیریم تا زخم هایمان را مرهم نهیم و در ارزیابی و سنجشی همه جانبه، وضعیت موجود را بررسی می کنیم؛ ارزیابی و سنجشی همراه با قاطعیتی قاضی وار، امیدی مؤمنانه و افتخار حقیقی به گذشته و حال؛ نه با تکیه بر کهنه ای که بت شده یا بیگانه ای که هنوز پذیرفته نشده است. بیایید از لهو و لهوانگیزی، فساد و فسادانگیزی و اقدامات نسنجیده و تفرقه افکنی های نابخردانه دوری کنیم و برای ساختن میهنی مبارز تلاش کنیم و لهو، هرزگی، مجله های فاسد، قلم های ناپاک، سفره های سیری ناپذیر قمار و پوشش های بی بندوبار را از میان برداریم و این موج ها را که ریشه و بنیاد امت را تهدید می کند و به اسم آزادی ترویج و تبلیغ می شود، متوقف کنیم. آزادی واقعی از این دورنگی و نفاق به دور است. و این ساخت? دشمن است.
بیایید دست فرزندان و جگرگوشه هایمان را بگیریم و به قربانگاه مقدس الهی، یعنی قربانگاه آمادگی برای دفاع از شرافت و آزادگی و سازندگی ببریم تا بتوانیم وطنی یک پارچه، سرافراز، شکست ناپذیر و مقتدر بسازیم و آیا اینها جز با تصویب و اجرای طرح خدمت سربازی به دست می آید؟ و با گام برداشتن در مسیر دانش و فناوری های سالم؟ چرا که برای همه روشن شده است که دانش ناقص چیزی جز نادانی و ناکارآمدی نیست.
اگر در مسیر خدای یکتا و یگانه حرکت کنیم در واقع به سوی وحدت و همبستگی حقیقی و ارزش های آرمانی گام برداشته ایم، زیرا دیگر هیچ گونه غوغاسالاری، جبرگرایی، فسیل و اهداف و منافع شخصی در میان نخواهد بود. فقط در این صورت است که توانسته ایم عیدی را که از ما ربوده اند، بازگردانیم و از عیدی که ما را به آن سرگرم کرده اند، فاصله بگیریم. اینجاست که خداوند به شما و عیدها و بلکه به هم? روزهایتان برکت می دهد.
/6262
حکم شرعی خرید و فروش بیت کوین چیست؟
- حکم شرعی خرید و فروش بیت کوین چیست؟
آیت الله مهدی هادوی تهرانی در پاسخ به پرسشی در خصوص فعالیت در حوز? بیت کوین، حکم شرعی یک رمز ارز (بیت کوین Bitcoin) را تبیین کرد و گفت: پس از جلسات متعدد کارشناسی در مورد بیت کوین و بررسی آن از دیدگاهها و جهات مختلف این امر آشکار شد که بیت کوین هرچند به لحاظ سهولت نقل و انتقال و ارزانی آن و توهم ناشناخته بودن طرفین معاملات و گمان عدم تسلط کشور یا سازمان یا شخصی خاص بر آن، دارای مالیت و ارزش عقلایی است.
او ادامه داد: به جهت شناخته شدن اطراف معامله و کنترل تمام معاملات و ثبت آنها توسط پروتکل بیت کوین که بر اساس تکنولوژی بلاک چین (Blockchain) صورت میگیرد و احتمال قریب به یقین تسلط استکبار جهانی (به احتمال زیاد NSA در آمریکا) بر این پروتکل و در اختیار داشتن اکثریت سکههای Bitcion توسط آنها و امکان شناختن تمام معاملات پنهان و روشهای انتقال پول و دور زدن تحریمهایی که از این ابزار در آنها استفاده میشود، بیت کوین فاقد ارزش و مالیت شرعی است. و ورود در سامانه آن برای خرید این رمزارز یا انجام نقل و انتقال آن و همچنین هر گونه اقدامی در راستای استخراج آن از نظر شرعی ممنوع است.
این روحانی شیعه در ادامه افزود: اگر کسی به صورت قهری از طریق مثلا ارث مالک بیت کوین شود، باید در اسرع وقت نسبت به تبدیل آن به ارز یا کالای دیگری اقدام کند و این تبدیل نباید با انتقال بیت کوین به یک مسلمان یا خروج این دارایی از محدوده داراییهای امت اسلامی صورت پذیرد.
258243
اولین عالمی که لقب آیتالله گرفت چه کسی بود؟
- اولین عالمی که لقب آیتالله گرفت چه کسی بود؟
علامه حلی که نام اصلیاش حسن بن یوسف بن مطهر بود در شب جمعه 29 رمضان سال 648 قمری در شهر حله به دنیا آمد. پدرش یوسف بن مطهر از متکلمان و عالمان علم اصول در حله بود. علامه چند سال بیشتر نداشت که با راهنمایی پدرش برای یادگیری قرآن به مکتب رفت و خواندن و نوشتن را در مکتب آموخت. سپس مقدمات و ادبیات عرب و علوم فقه، اصول فقه، حدیث و کلام را نزد پدرش و داییاش محقق حلی آموخت. او در ادامه، علوم منطق، فلسفه و هیئت را نزد اساتید دیگر، بهویژه خواجه نصیر الدین طوسی فراگرفت و قبل از رسیدن به سن بلوغ به درجه اجتهاد رسید. علامه حلی به سبب کسب فضیلتهای بسیار در سن کم در نزد خانواده و دانشمندان به جمالالدین مشهور شد.
پس از فوت «محقق حلی»، علامه که در آن هنگام 28 سال سن داشت مرجعیت شیعه را برعهده گرفت. ابن حجر عسقلانی او را «آیة فی الذکاء» خوانده است. شرف الدین شولستانی، شیخ بهایی و محمد باقر مجلسی، در اجازهنامههایی که برای شاگردان خود نوشتهاند، از علامه حلی با عنوان «آیت الله فی العالمین» یاد کردهاند.
علامه کتابهای متعددی در فقه، کلام، اصول و علم رجال نوشته است و با اینکه خودش در کتاب خلاصهالاقوال، تعداد آثار خود را 57 اثر ذکر میکند، هیچ یک از برآوردهای پژوهشگران تالیفات او را کمتر از صد اثر ارزیابی نکردهاند.
سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه نوشته است: «تالیفات علامه بیش از یکصد کتاب است و من 95 کتاب او را دیدهام که بسیاری از آنها چندین مجلدند». او همچنین میگوید کتاب الروضات آثار علامه را حدود هزار کتاب تحقیقی دانسته است. میرزا محمد علی مدرس نیز در ریحانة الادب120 اثر و کتاب گلشن ابرار حدود 110 اثر برای علامه نام برده است.
در یک کتابشناسی موضوعی، برای علامه حلی، 20 اثر در زمینه فقه، 6 اثر در زمینه اصول، 28 کتاب کلامی و اعتقادی، 8 اثر مرتبط با حدیث، 3 اثر رجالی، 3 اثر تفسیری، 23 اثر فلسفی و منطقی، 2 اثر مرتبط با دعا و مناجات، 6 اثر ادبی و 7 اثر با موضوعات دیگر برشمرده شده است.
از میان این آثار، دو اثر که هر دو در میان آثار فقهی علامه حلی گنجانده شدهاند به موضوع حج پرداختهاند. یکی از این آثار «المنهاج فی مناسک الحاج» نام داشته است. این کتاب بهطور کامل به دست ما نرسیده است اما خلاصهای از آن بهصورت مقالاتی (از جمله در نسخه عربی مجله میقات حج) منتشر شده است. علامه حلی در کتاب دیگری که به موضوع حج میپردازد، تفصیل بیشتر مطالب را به کتاب «المنهاج» ارجاع داده و از این ارجاع چنین برمیآید که در این کتاب مسائل حج به همراه مستحبات و ادعیه، به تفصیل مورد بحث قرار گرفته بوده است.
کتاب دیگر علامه حلی در زمینه حج، «واجبات الحج» یا «رساله فی واجبات الحج و ارکانه» نام دارد که رسالهای درباره واجبات حج و ارکان آن بدون ذکر ادعیه و مستحبات است و از ارجاعی که در دیباچه آن به کتاب «المنهاج فی مناسک الحاج» داده شده معلوم میشود بعد از آن نوشته شده است.
علاوه بر این در آثار دیگر علامه حلی و از جمله در کتاب «ارشاد الاذهان الی احکام الایمان» ایشان نیز مسائل حج مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند. ارشاد الاذهان از کتب فقه فتوایی شمرده شده که از طهارت تا دیات را در بردارد. این اثر به جهت جایگاه و مرتبه عالیاش همواره مورد توجه علما و فقهای پس از خود بوده است و بیش از پنجاه شرح و حاشیه بر آن نوشته شده است. در کتاب ارشاد الاذهان بخشی مفصل به مقوله حج اختصاص دارد و اهمیت این بخش چنان است که شیخ مرتضی انصاری اثری را با نام «کتاب الحج» که به بررسی استدلالی مناسک حج بر اساس فقه شیعه امامیه اختصاص دارد، به صورت تعلیقیه بر بخش حج کتاب ارشاد الاذهان علامه حلی به نگارش درآورده است.
در ارشاد الاذهان، باب حج شامل چهار مبحث انواع حج، شرایط حج، افعال حج و لواحق حج است و شیخ مرتضی انصاری در کتاب الحج فقط بر دو مبحث اول تعلیقه نگاشته و به بررسی جوانب مختلف هر مسئله و ذکر تحقیقات و استدلالهای فقهی خود پرداخته است.
علاوه بر آثاری که از علامه حلی در زمینه حج باقی مانده است، حکایاتی نیز از ایشان در دسترس ماست که به حج مربوط میشود. از جمله این حکایات، حکایتی است که به دیدار ایشان با ابن تیمیه یکی از علمای بزرگ اهل سنت مربوط میشود.
در سال 716 هجری قمری که سلطان محمد خدابنده فوت کرد، علامه به حله بازگشت و مشغول تالیف و تدریس و تربیت علما و تقویت مذهب و ارشاد مردم شد به صورتی که از هر طرف طالبان علم به سوی او شتافتند و دیگر از حله خارج نشد مگر برای حج در اواخر عمر شریفش تا این که در سال 726 رحلت نمود.در سفر حج با ابن تیمیه در مسجدالحرام ملاقات نمود. ابتدا ابن تیمیه او را نمیشناخت و از طریقه صحبت و بحث علامه بسیار تعجب نمود و از او جویای نامش شده علامه در جواب گفت: «من کسی هستم که تو او را ابن المنجس میخوانی» ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه در رد کتاب منهاج الکرامه، علامه را به این نام خوانده بود. از آن به بعد بین آن دو انس و دوستی حاصل شد.
1717
قاضیعسکر،حرفهای برادرشهید رکن آبادی در شبکه افق سیما را دروغ خواند
- قاضیعسکر،حرفهای برادرشهید رکن آبادی در شبکه افق سیما را دروغ خواند
حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی قاضیعکسر، نماینده پیشین ولی فقیه در امور حج و زیارت که چهار دهه در ارتباط با حج فعالیت داشته و اوایل امسال از مسؤولیت خود در بعثه کنارهگیری کرد، از جمله مقامات ایرانی در رأس امور حج کشورمان بود که در یک دهه اخیر و بویژه پس از فاجعه منا و تعطیلی حج، بر مذاکرات حج و به نتیجه رساندن آن نظارت مستقیم داشته است. او در پاسخ به حرفهای «مرتضی رکنآبادی»، برادر غضنفر رکنآبادی (دیپلمات ایرانی و از جانباختگان فاجعه منا) که در یک برنامه تلویزیونی گفته است «ایران مسؤولیت فاجعه منا در سال 1394 را به عهده گرفته تا راه حج باز شود»، در گفتوگو با ایسنا اینگونه اظهارنظر کرد: این یک دروغ مسلم است. نه نظام و نه مسؤولان نظام هرگز حاضر نیستند عزتشان را با هیچ چیزی معاوضه کنند. در این چند سال حج بحمدالله با عزت انجام شده است، دقیقا ضد آن چیزی که ایشان (رکنآبادی) اظهار کردهاند.
این مقام مطلع در امور حج تاکید کرد: در تفاهمنامه حج ایران و عربستان دقیقا ذکر شده است که مساله منا باید روشن شود و حقوق شهدا باید داده شود، آنها (عربستان) هم آن را امضا کردهاند. ایشان (مرتضی رکنآبادی) در اینباره فقط ادعا کرده و هیچگونه مدرک معتبری در اختیار ندارد.
او افزود: با توجه به اینکه ایشان (مرتضی رکنآبادی) مسؤولان نظام را متهم کرده به نظر میرسد شبکه افق باید پاسخگو باشد که چطور چنین اتهامی منتشر میشود اما نظر مسؤولان نظام پرسیده نمیشود؟ ایشان متاسفانه در این مدت حرفهای ضعیف زیاد زده است، لیکن مسؤولان محترم رسانه باید مراقب باشند با این حرفهای بیاساس عزت کشور را خدشهدار نکنند.
قاضیعسکر درباره "اسناد و منابع موثقی" که رکنآبادی مدعی شده به استناد آنها چنین اظهارنظری داشته است، گفت: قطعا هیچ سندی ندارند. تفاهمنامه امضاشده در اختیار ما است و قطعا این حرف نادرست است. تفاهمنامه حج که بین ایران و عربستان امضا شده کاملا فکرشده امضا شده و ادعای مطرحشده درباره آن درست نیست.
او درباره پیششرطهای عربستان برای امضای تفاهمنامه حج با ایران و برقراری دوباره حج برای زائران ایرانی پس از فاجعه منا، تصریح کرد: عربستان هیچ پیششرطی در مذاکرات نگذاشته بود، نه تنها راجع به منا بلکه درباره سایر موارد. در آن تفاهمنامه هر آنچه نظر جمهوری اسلامی ایران بود، قید شده است.
نماینده پیشین ولی فقیه در امور حج درباره به تعویق انداختن حج به مدت یکسال از سوی ایران که به نظر میرسید به خاطر تامین نشدن خواستههای جمهوری اسلامی ایران بوده است، بیان کرد: آن سال (1395) بنده مخالف بودم که حج تعطیل شود، اما بعضی افراد به دلایلی که مورد قبول اینجانب نبود حج را تعطیل کردند و در اینباره تصمیم گرفتند، وگرنه آن سال هم منعی برای اعزام زائران ایرانی وجود نداشت.
او در پاسخ به این سوال که ماجرای تعرض به سفارت عربستان در ایران چقدر باعث این تعویق و به نتیجه نرسیدن مذاکرات حج بود، گفت: این موضوع و مسائل دیگری در این چند سال مطرح بود که همه به تعطیلی حج کمک کرد، وگرنه آن سال (1395) هم مصلحت در تعطیلی حج نبود، چون ملت ما از تعطیلی حج سودی نمیبرد.
قاضیعسکر در پاسخ به این پرسش که آخرین اقدامات برای پیگیری فاجعه منا چه بوده که اکنون باعث شده اظهاراتی مبنی بر این مطرح شود که "روی خون شهدای منا پا گذاشته شده است تا راه حج باز شود"، گفت: در تمام مذاکرات با وزیر حج عربستان و حتی امسال مساله منا بهجد پیگیری شده است. آنها (عربستان) در مورد مسجدالحرام اظهار میکنند که غرامت و دیه را پرداخت میکنند ولی با کمال تاسف به خاطر بدی روابط، این پرداخت با مشکل مواجه شده است. درباره حادثه منا هم هنوز نگفتهاند مقصر که بوده است، بلکه میگویند پرونده به نتیجه نهایی نرسیده و ما همیشه گلهمند بودهایم چرا بعد از این چند سال که همه اسناد در اختیارشان قرار گرفته نظر نهایی را اعلام نمیکنند.
این مقام مطلع در امور حج در پاسخ به این سوال که پس از حادثه منا مطرح شد عربستان، ایران را مقصر آن فاجعه دانسته است و آیا این مساله در مذاکرات و یا رسما بین طرفین مطرح شد، گفت: این حرفها شایعاتی بود که مطرح شد، وگرنه آنها (عربستان) تا کنون هیچ نظر رسمیای ندادهاند. همگان بدانند قطعا ایران مقصر نبوده چرا که آن خیابان اصلا مسیر حرکت زائران ایرانی نبوده و اطمینان داشته باشید هیچ تقصیری متوجه زائران ایرانی نبوده است.
***
یکشنبه، دهم ذیالحجه به تقویم عربستان و 20 مردادماه به وقت ایران با سالگرد فاجعه منا مصادف بود؛ واقعهای که در پی آن اعلام شد 464 زائر ایرانی در آن به شهادت رسیدهاند. آمار واقعی کشتهشدگان آن فاجعه هرگز از طرف عربستان اعلام نشد و تعداد جانباختگان پراکنده و متناقض بود. بیشترین عددی که گزارشهای رسانههای غربی برای کشتهشدگان منا اعلام کردند حدود دوهزار نفر بود اما مقامات حج ایران که در صحنه حاضر بودند و از غسالخانهها بازدید داشتند مدعی بودند این عدد به هفتهزار نفر میرسید. عربستان هرگز مسؤولیت آن فاجعه را نپذیرفت.
«مرتضی رکنآبادی» برادر دیپلمات سابق ایران در لبنان که جزء جانباختگان فاجعه منا بود، همزمان با سالگرد آن حادثه درحالیکه 88 هزار ایرانی در حج حضور دارند، در برنامه تلویزیونی شبکه افق مدعی شد اسناد و منابع موثقی دارد که نشان میدهد ایران برای باز شدن راه حج، توافقنامهای را امضا کرده که در آن پذیرفته مقصر فاجعه منا ایرانیها بودهاند. او گفته است: «واقعا تعجبآور است مسؤولان جمهوری اسلامی سال گذشته توافقنامهای را در مذاکرات حج امضا کردند که براساس آن پذیرفتهاند آنچه در منا اتفاق افتاد مقصرش ایرانیها بودند تا بتوانند راه حج را باز کنند. به این وسیله راه حج باز شد یعنی روی خون شهدای منا پا گذاشته شد. اطلاع دقیقی دارم و به موقع منبع را اگر نیاز بود حتما معرفی میکنم.»
1717
.: Weblog Themes By Pichak :.